محمد اعظم خان ( ناظم جهان )

52

اكسير اعظم ( فارسى )

شاخها بر ساقين پس جنس بخار به هليله مربى و آمله مربى و كشنيز خشك و اطريفل كشنيزى بايد كرد و استعمال پاشويه براى جذب بخار از سر در هر ماده مفيد بود . و اگر صعود بخارات از عضو واحد بود تدبيرش در علاج امراض دماغى شركى خواهد آمد . علاج امراض دماغى سدى و آن صداع و صرع و سكته و جمود است وقوع سده در عروق يا حجب دماغ به سبب خلطى از اخلاط اربعه بود و يا به سبب ورم پس اگر بلغم غليظ لزج محدث سده گردد آثار بلغم پيدا بود در اين صورت انضاج و تلطيف ماده نمايند به منضج بلغم كه در آن زوفا و حاشا و غيره ملطفات افزوده باشند و بعد نضج تنقيه به مسهل حار و حب ايارج و شبيار كنند بعده بهر تحليل نطولات و اضمد و شمومات و سعوطات و عطوسات و غراغر كه در علاج امراض دماغى بلغمى مفصل مذكور شد به كار برند و باز به انضاج و استفراغ مشغول شوند و بعده بتحليل گرايند حتى كه سده زائل شود و نطولات مفتحه و شبيارات و مضوغات و ادهان محلله دائم به عمل آرند و واجب است كه در همگى نطولات سكب و ريختن از بلندى نمايند و سر راست باشد تا آنكه غوص و نفوذ و اثر بيشتر كند و شميدن گل نرگس و شونيز بريان و آزاد درخت دلاون و شابانك كه آن بر لوف است و گل سورنجان و مرزنجوش هر واحد تفتيح سده دماغ نمايد و كذا برگ غار خشك باريك سائيده در خرقه كتان بسته دائم بوئيدن و بخار طبيخ مرزنجوش گرفتن . و سويدى گويد كه شم شاهسفرم و كذا انيسون بريان در خرقه كتان بسته در تفتيح سدد دماغ مجرب من است و استعمال سكنجبين بزورى نيز مفتح سده است و كذا گل خيرى و تخم آن و زنجبيل و بادرنجبويه و مرماحوز هر واحد شربا و شما و كذلك سنبل و جوزبوا و انيسون هر سه مساوى مفتح سده است و فرنجمشك شما و شربا و ضمادا و تخم او و بقله مسلوق او اكلا و عرق او شربا و كذا عرق بادرنجبويه و تخم آن و اسطوخودوس و سليخه و مرزنجوش هر واحد شربا و عصاره مرزنجوش و كذا روغن گل قندفل سعوطا و بقله ترنجان مسلوق بشيره بادام اكلا و مرماحوز و شيح و مرزنجوش شما و ذرورا نافع . و اگر سبب سده سوداى غليظ باشد نشان غلبه سودا ظاهر بود و تدبيرش فصد است و استفراغ سودا و استعمال اضمده و نطولات مخصوصه آن كه در علاج امراض دماغى سوداوى گذشت و آنجا كه مزاج دماغ حار و سده غليظ باشد علاج مشكل بود و در اين صورت اول مفتحات استعمال كنند بعده هرگاه از علاج گرم سر را مضرت رسد تدارك آن نمايند به مبرداتى كه با ارخا بود و قبض در آن نباشد و بعد از تسكين باز اعاده مفتحات كنند و تا انفتاح سده به همين طريق علاج كنند . و ايضا در چنين حالت استعمال سكنجبين و ماء الشعير و غيره مفتحات بارده مناسب بود . و اگر خون يا صفرا به سبب كميت خود و يا ورم محدث سده گردد و علامات غلبه خون و صفرا و ورم پيدا بود تدبيرش تنقيه به فصد و مسهل است به طورى كه در علاج امراض دماغى دموى و صفراوى مذكور شد و در سده ورمى بدانچه در علاج امراض دماغى ورمى مىآيد علاج كنند . علاج امراض دماغى ورمى و آن صداع و سرسام و ماشرا و سبات سهرى و سكته است در جمله اقسام ورم اول فصد سررو كشايند پس اگر ورم حار باشد تدبيرى كه در علاج امراض دماغى حار ساذج گذشت به عمل آرند و ابتدا بردع ماده از مبردات مذكوره مخلوط به سركه و گلاب كنند مگر آنكه با آن درد شديد باشد كه در اين وقت سركه جائز نيست و در اين استعمال روغن گل مبرد مقدارى صالح بدون افراط مخلوط با سركه بسيار و يا اندكى بر پيشانى و سر و آب عنب الثعلب و فوفل و صندل و شياف ماميثا و گل ارمنى و عدس مقشر و مانند آن و آبهايى كه در آن ادويه بارده قابضه و حاره قوى القبض كه در مزاج آنها تركيب از برودت نيز باشد مثل طرفا جوشانيده باشند نافع است و از ادويه شديد البرد متخذ از مثل خشخاش و افيون و غيره اجتناب كنند مگر هنگام شدت حاجت كه وجع شديد باشد و در آن هنگام قدرى بابونه داخل نمايند تا كه شدت قوت مخدره آنها را بشكند و كم كند چه بابونه كسر قوت مخدرات مىكند . و اگر مواد شديد الحده باشد اولا آب بقول كه در علاج امراض دماغى حار مذكور شد استعمال كنند بعده بمنضجات مواد حار مشغول شوند و بعد از آن دوائى كه در آن اندكى تحليل باشد مثل آبى كه در آن اكليل و بيخ مورد پخته باشند و از ادهان روغن بابونه تازه تنها مخلوط به روغن گل به حسب حدت مرض و قوام ماده و قرب عهد از منتهى و بعد آن به كار برند و سپس عند منتهى مرخيات محلله مثل آبهائى كه در آن اصول كرفس و باديان و به زور آنها و سبوس گندم و حلبه و ختمى و اكليل الملك و اقحوان سفيد جوشانيده باشد و از روغنها روغن شبت و مانند آن به عمل آرند تا آنكه در منتهى تحليل حاصل شود . و ايضا ضمادات محلله از اين ادويه ترتيب دهند و در استفراغات واجب در علاجات اورام رأس از فصد و غيره به حسب ماده تقديم نمايند و در تغذيه صاحب ورم صفراوى اغذيه خفيفه رطبه استعمال كنند مثل